من یه داستان نوشتم و اسمشم خاندان پسران خون اشام هست
من یه داستان نوشتم و اسمشم خاندان پسران خون اشام هست
داستان در مورد سه تا دختر خیلی عادی هست که برای یه خوشکذرونی پا به جنگل میزارن اما صبح روز بعدش اتفاقات عجیب مثل اشنا شدن با هفت پسر و نه پسر های نرمال بلکه کاملا برعکس و با پسر های عجیبی رو به رو میشن و کلی درما های جالب براشون اتفاق میوفته
موافقین تا براتون بزارمش؟ 😃
داستان در مورد سه تا دختر خیلی عادی هست که برای یه خوشکذرونی پا به جنگل میزارن اما صبح روز بعدش اتفاقات عجیب مثل اشنا شدن با هفت پسر و نه پسر های نرمال بلکه کاملا برعکس و با پسر های عجیبی رو به رو میشن و کلی درما های جالب براشون اتفاق میوفته
موافقین تا براتون بزارمش؟ 😃
- ۵۷۹
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط