مردی به دربار خان زند میرود و با ناله و فریاد میخواهد تا
مردی به دربار خان زند میرود و با ناله و فریاد میخواهد تا کریمخان را ملاقات کند..
سربازان مانع ورودش میشوند!
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را میشنود و می پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان ، وی دستور میدهد که مرد را به حضورش ببرند..
مرد به حضور خان زند میرسد و کریم خان از وی میپرسد :
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد می گوید دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!
خان می پرسد وقتی اموال ات به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد میگوید : خوابیده بودم!
خان میگوید : خب چرا خوابیدی که مال ات را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی میدهد که استدلالش در تاریخ ماندگار میشود و سرمشق آزادی خواهان میگردد..
مرد میگوید:
♥خوابیده بودم، چون فکر میکردم تو بیداری..!♥
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت میکند و دستور جبران خسارت او را میدهد..
آری..
⇦❤باید بزرگان مملکت بیدار باشند تا مردم آسوده بخوابند!❤⇨
الی
سربازان مانع ورودش میشوند!
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مرد را میشنود و می پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان ، وی دستور میدهد که مرد را به حضورش ببرند..
مرد به حضور خان زند میرسد و کریم خان از وی میپرسد :
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد می گوید دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم!
خان می پرسد وقتی اموال ات به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد میگوید : خوابیده بودم!
خان میگوید : خب چرا خوابیدی که مال ات را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی میدهد که استدلالش در تاریخ ماندگار میشود و سرمشق آزادی خواهان میگردد..
مرد میگوید:
♥خوابیده بودم، چون فکر میکردم تو بیداری..!♥
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت میکند و دستور جبران خسارت او را میدهد..
آری..
⇦❤باید بزرگان مملکت بیدار باشند تا مردم آسوده بخوابند!❤⇨
الی
- ۲.۲k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط