بســـــلامتـی زخـم‌هـای تَـنـم کـه

بســـــلامتـی زخـم‌هـای تَـنـم کـه
هـرکس آنهـا را دیـد
ازم پرســید :

چـرا با خـود چنـین کـردی؟!

اما هیچکس زخـم‌هـای بـزرگِ دلـم را ندید
تا بِپـرسـد :

چــرا بـا تـو چنـین کـردند؟
دیدگاه ها (۱)

آمد مه و لشکر ستارهخورشید گریخت یک سوارهآن مه که ز روز و شب ...

حالم بد است مثل زمانی که نیستیدردا که تو همیشه همانی که نیست...

☻ ﺧــﺪﺍﯾــــــﺎ☻ ﺑـہ ” ﺟﻬﻨﻤﺖ ” ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯے ﻧﯿﺴﺖ☻ ﻣـﺎ ﺁﺩﻣﻬـﺎ ﻫ...

ڪیلومتــرها حرف دارم امــا...درسڪوت...رڪــورد همــه راشڪستــ...

اجازه نده زخم‌های روی قلبت تعریفت کنن.تو زخم نیستی، تو کسی ه...

عاشقانه های شبنم

یک نمونه جوانی که پای ماهواره بزرگ شده.. شبانه روز با شایعه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط