تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست

تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست
و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست

بیا که در شب گرداب زلف موّاجت
به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست

درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا
به جز صدای قدم های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

سفر به مقصد سر در گمی رسید چه خوب
که در ادامه ی این راه ردّ پایی نیست
دیدگاه ها (۱)

خط قرمز برای من لب توست تو بگویی بمیر میمیرم مطمئن حرف میزنم...

مثل شعری قابل تحسین که بی تشویق نیست هیچ خطی مثل ابروی تو نس...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط