(خوب ادامه رمان پدر خوانده)

(خوب ادامه رمان پدر خوانده)
(ویو کوک)
+میشه اون پسر رو بیاری
.. بله حتما الان میگم بیاد
(ویو تهیونگ)
وقتی شنیدم که یکی میخاد منو بینه و ببره حس خوشحالی و عجیبی بهم دست داد و سریع رفتم اماده شدم برم پیش شخصی که میخاد منو بینه
(پرش زمانی به ۱۰دقیقه)
(ویو تهیونگ)
رفتم در دفتر مدیریت پرورشگاه رو زدم
.. بیا تو
وقتی وارد دفتر شدم اون مردی که وسط مبل نشسته بود توجه منو به خودش جلب کرد
(منظورش کوکه )
.. پسرم بهشون سلام کن
-سلام از دیدنتون خوشحالم
+ سلام همچنین

این داستان ادامه دارد
نویسندگان :
بورام xx-ooo
زهرا zm527302
دیدگاه ها (۸)

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

part3My beautiful vampireویو آت وقتی سرمو امردم بالا ی پسر ج...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

مرد من ۱

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط