جدا شد یکی چشمه از کوهسار

جدا شد یکی چشمه از کوهسار

به ره گشت ناگه به سنگی دچار

به نرمی چنین گفت با سنگ سخت:

کرم کرده راهی ده ای نیک بخت

گران سنگ تیره دل سخت سر

زدش سیلی و گفت : دور ای پسر

نجنبیدم از سیل زورآزمای

که ای تو که پیش تو جنبم ز جای

نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد

به کندن دراستاد و ابرام کرد

بسی کند و کاوید و کوشش نمود

کز آن سنگ خارا رهی برگشود

ز کوشش به هر چیز خواهی رسید

به هر چیز خواهی کماهی رسید

برو کارگر باش و امیدوار

که از یاس جز مرگ ناید به کار

گرت پایداری است در کارها

شود سهل پیش تو دشوارها
دیدگاه ها (۴)

جدا شد یکی #چشمه از کوهساربه ره گشت ناگه به سنگی دچاربه‌ نرم...

جدا شد یکی #چشمه از #کوهساربه ره گشت ناگه به سنگی دچاربه‌ نر...

☆

متن سنگ قبر"آن ماری شیمل"جالب است که بر روی سنگ قبر این مستش...

عبدالله الفت

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

به عزت و شرف لا اله لا الله_حسن بیاناتی

بسم الله الرحمن الرحیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط