ا دیر رسیدیم به هم

ا دیر رسیدیم به هم
خیلی دیر
آنقدر که پاهایم
برای رسیدن به تو
می‌دود اما نمی‌رسد
دستانم
دل آشفتگی‌هایم را
در دل شب تاب می‌دهد
تا آرام گیرم
چشمانم
همیشه نگران احساس توست
و طفلک دلم
مدام غم دوست داشتنت را
به جان می‌خرد
نازنینم
کمی از مهرت را
برای من نگه دار
من تمام جانم را
برایت کنار گذاشته‌ام... "سارا قبادی"
دیدگاه ها (۱)

نگاه از صدای تو ایمن میشود.چه مومنانه نام مرا آواز میکنی

خیالم...آرام آراماکسیژن عشقت را... در اینیخبندان سکوت و بی ک...

.لب هایت، برگ های سرخ پاییز وصورتم، حیاط کوچک خانه...آرام نش...

...زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایه ات چتر سرم ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۹

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط