دلم چای میخواهد… قند پهلو! با یک رفیق ناب که چای را به چا

دلم چای میخواهد… قند پهلو! با یک رفیق ناب که چای را به چای ببندیم و گاهی استکان را سر بکشیم و بگوییم بازهم یخ کرد! ...
دیدگاه ها (۱)

ایست کنددر شب شاد و تماشایی منو زمین در ضربان دل من ضرب شودد...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد ...

خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفردر را به روی حضرت پاییز...

ممممممم مممممم بفرمایید

دلم یک استکان چای و دو حبه قند

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو تو یه روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط