فیک ازدواج اجباری پارت

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۹
نامجون:مرسی
نیم ساعت بعد
ات:نامی
نامجون :جانم عشقم
ات:دستم درد میکنه[بغض]
نامجون:الهی دورت بگردم یک خبر خوب دارم براتتتت یک هفته دیگه گچ پاتو باز میکنیممم
ات: خوب به جاش دستم خرده چه فایده
نامجون:میتونی راه بری
ات:نمیخوام راه برمممم
نامجون:ات داری منو میترسونی بگو من هنوز ات قبلی هستم
ات:نامی خسته شدم دیگه واقعا کشش ندارم
نامجون:اشکال نداره دورت بگردم درست میشه مین هم رفت زندان
ات:کی مرخص میشم
نامجون:دکتر گفت میتونی بمونی اگرم دوست نداشتی میریم خونه
ات:بریم خونه
نامجون:باشه عشقم
دکی:عزیزم به حوش امدی
ات:میشه من همین الان برم خونه
دکی:نه ولی میدونم اسرار من فایده نداره الان سرم رو در میارم بعد میتونی بری
ات:ممنون
م.ات:ببخشید دخترم
ات:چرا مامان.
م.ات:چون درست برات مادری نکردم
ات:تو همیشه بهترین مامان دنیا میمونی و ناراحت نباش من دوتا مامان دارم
م.ات. م.نامجون:[خنده]
نامجون:بریم خانم کوچولو
ات:خدافظ
ات نامجون رفتن خونه
جین:سلا...اتتت دستت چی شده
نامجون :آقا مین این کارو کرده
شوگا:بابا.... الان کجاست
نامجون:وایساااا
شوگا:چیه
نامجون:بردنش زندان
شوگا:بهتر مرده شورشو بیارن برام
لیسان:آبجی کوچیکه خوبی
ات:آره
جیهوپ:بزارید بیان بشینن
دیدگاه ها (۴)

فیک ازدواج اجباری پارت ۳۰نامجون:من لباس راحتی تن ات کنم بیای...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۸نامجون ات رو بغل میکنه میرن بیرون ر...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۷صبح ویو جین صبح بیدار شدم رفتم سروی...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۶نامجون:بیا بغلم جوجه کوک تو با ماشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط