پارت ۳

پارت ۳
............
راوی ویو:
دخترک نشست تو ماشین پسر و هیچ حرفی بینشون زده نشد
(فلش بک به رابطه ا.ت جیمین ::: جیمین ا.ت ی رابطه عاشقانه داشتن جیمین خالصانه چشش یه حوری بهشتی ش بود و جز ملکه اش کسی رو نمی‌دید و ا.ت هم همینطور تا اینکه ...... ا.ت: سلامممممم عشقمممم جیمی: سلام .. سرد ا.ت: چیشده چرا سردی بام جیمی :چون دیگه چشم نمی‌بینه تورو و عاشق یکی دیگه شدم لطفا برو بای ا.ت: چی هق ولی جیمی : خفه شو گمشو ..‌ داد )

جیمین : اوم هنوز فکر می‌کنی خیانت کردم و جدا شدم ازت..؟

ا.ت: هه چیه نکنم

جیمین : ببین ا.ت من مجبور. شدم

ا.ت: بازم دروغ های کلیشه ای

جیمین : گوش کن ... داد

ا.ت : بگ....و

جیمین : میدونی که خیلی دشمن دارم اونا گفتن اگه ازت جدا نشم می‌کشنت بخاطر همون

ا.ت« هه باشه منم باور کردم

جیمین : ولی من راستشو میگم

ا.،ت: از کجا معلوم با مدرک ثابت کن

جیمین : باشه ثابت میکنم

ا.ت: .....
(تا ثابت کنی من فرار میکنم از دستت پارک جیمین بی رحم)

جیمین : ....
دیدگاه ها (۹)

پارت ۴جیمین : اوفففف آخه چیکار کنم باور کنه عوممم ..تو ذهنتش...

پارت ۵ا.ت: بعد رفتن جیمین ی نودل درست کردم ی پارت فیک خوندم ...

پارت دوم..................خانم لی : کیم ا.ت لطفا بیا تو دفتر...

نام فیک : پدر خوانده جذاب من تعداد پارت : نامعلوم شخصیت اصلی...

سناریو ریندو پارت ۳

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

Part6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط