همسر حساس من

همسر حساس من

ویو راوی :
جونگ می همسر کوک بود یا بهتر بگم دخترک کوک بود . کوک خیلی روی جونگ می حساس بود ، براش پنج تا بادیگارد گذاشته بود و اگه یروز می اومد خونه و می‌دید که دخترکش ناراحت بود یا یه خط کوچیک روش افتاده همه ی بادیگارد ها رو می‌کشت یا بعضی وقت ها هم بخاطر جونگ می ولشون می‌کرد ، اما یروز اتفاقی افتاد که قابل بخشش نبود ...
فلش بک ( شرکت جئون )
ــ امروز سالگرد ازدواج منو جونگ میِ.بخاطر همین تصمیم گرفتم بعد از انجام کار های شرکت / نکته ، کوک مافیاست / برم براش کادو بگیرم و سوپرایزش کنم .
بالاخره کار های شرکت تموم شد ولی همین که سوار ماشین شدم دیوید بهم زنگ زد و گفت به عمارت حمله شده .
ویو راوی :
بعد از تموم شدن تماس تمام بدن کوک از استرس پر شده بود ، دستانش می‌لرزید و پاهاش یه کرده بود. اون لحظه به هیچ چیز فکر نمی کرد جز یک چیز اونم دخترش که مبادا بلایی سر اون اومده باشه . سریع پاش رو روی پدال گذاشت و حرکت کرد ، مسیر یک ساعته رو تو یه ربع اومد و رسید به عمارت . اما چیزی دید که باورش نشد .....
ادامه دارد
چیزی که در پارت های بعد می بینید :
+ من حالم خوبه
ــ گفتم حواستون بهش باشه
¢ آقا به خدا تقصیر ما نیست
ــ تو دخالت نکن
+ نههههه
دیدگاه ها (۲)

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

part52 عشق پنهانسوهو: یالا تفنگت رو بنداز زمین وگرنه یه گوله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط