چه پــریوش که به دیوانه خود سر نزند

چه پــریوش که به دیوانه خود سر نزند

آن پرنده است که در خلوت ما پر نزند

هــرشب آویخته چون‌حلقه بدر دارم چشم

گـرچه آن سلسله مو حلقه به این در نزند
دیدگاه ها (۱)

طلب کردم ز دانایی یکی پندمرا فرمود با نادان مپیوند،،،.

چه مبارک است این غمکه تو در دلم نهادی...به غمت که هرگز این غ...

در عشقِ تو محکم تر از آهن بودمآواره ی کوه و دشت و برزن بودمب...

هر روز می روم به مسیری که دیدمتجایی که عاشقانه به جانم خریدم...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

جان فدای ملک ایرانممن از خطه ی دلیرانمچفیه بردوش دارم ازجبهه...

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط