دوپارتی از چانگبین وقتی که

دوپارتی از چانگبین: (وقتی که....)


چند روز دیگه پسر خاله ی عزیزت عروسی داشت و تو چانگبین دعوت بودید تو میخواستی نظر همرو جلب کنی و بهترینه خودتو نشون بدی لباسی که خریده بودی کوتا بود و یکمم تنگ و کامل اندامت تو چشم بود برای همین تو یه هفته قبل از عروسی رو کاملا به خودت می‌رسیدی مثلا ورزش بیشتر میکردی که بدنت خوش فرم تر باشه یا کلی مراقبت پوستی انجام میدادی و از دوستت مراقبت میکردی و....تویی که کلی برنامه داشتی و برای خودت سرگرم بودی چانگبین از این برنامه ریزیت خبر نداشت و توُ یکی از همین شب ها داشتی خودتو تو آینه قدی اتاقتون میدیدی و هعی درمورد خودت بد میگفتی
ات: چرا کمرم آنقدر چاقه، پاهام خیلی پف داره، خدایا چرا اندامم آنقدر زشته
چانگبینی که رو تخت دراز کشیده بود و درحال کتاب خوندن بود حرفات توجهشو جلب کرد
چانگبین: عزیزم چیزی شده؟
ات: چانگبین تو چطوری منو دوست داری
چانگبین: منظورت چیه؟
ات: بدنم خیلی زشته مثل بقیه خوش فرم، ساعت شنی و بدون پف و لاغر نیست
چانگبین: من تورو بخاطر بدنت نخواستم عزیزم
ات: خب باشه ولی حداقل باید میگفتی که خیلی بدنم پر نقصه
چانگبین: اینو نگو تو همه جوره زیبایی، اصلا چرا آنقدر زوم کردی رو این چیزا
ات: برای عروسیه پسر خالم دوست دارم با لباسی که دارم خوش اندام و بی نقص به نظر برسم
چانگبین: عزیزم آخه این چه طرز فکریه که تو داری، تو به این نازی
ات: نه نه خوب نیستم باید فردا بیشتر ورزش و پیاده روی کنم غذا هم کمتر میخورم
چانگبین: آنقدر به خودت سخت نگیر
ات: تو کتابتو خوندی؟
چانگبین: چی؟ خب اره
ات: پس بخوابیم دیگه، من خستم
چانگبین: حتما
اون شب تو با فکر و خیالات خوابیدی و فردای اون شب تو بیشتر به خودت سخت میگرفتی این داشت رو عصاب چانگبین راه می‌رفت چون همش هم داشتی از خودت بد میگفتی و داشت اذیتش میکرد تا اینکه یه شب تو دیگه زیاده روی کردی چون داشتی بخاطر غذا نخوردنات از حال می‌رفتی و و وقتی چانگبین بعد کارش اومد خونه تورو دید که رنگت پریده، بی‌حالی و سرگیجه داری
چانگبین: ات حالت خوبه؟چی شده؟
ات: اره بابا حالم خوبه چیزی نیست که
چانگبین: میخوای بریم دکتر
ات: نه چانگبین غذاتو گذاشتم رو گاز برو بخور
چانگبین: ات یکم گوش بده بهم -یکم بلند
ات: نگاش کردی-
چانگبین: داری از بین میری مراقب خودت باش -بلند
ات: به زور بلند شدی- میشه سرم داد نزنی؟ طوری داری رفتار میکنی انگار بچم خودم می‌دونم چیکار کنم چیکار نکنم -داد
چانگبین: اتفاقا دقیقا بچه ای واقعا نمی‌فهمم این طرز کارتو اکسم از تو بهتر بود بهتر به حرفام گوش میکرد
دیدگاه ها (۵)

دو پارتی از چانگبین: (وقتی....)ات: پس برو با همون دختره ی عو...

چهار پارتی از هان: (وقتی که تو و اون....)تو پارک ات ۲۰ ساله ...

دو پارتی از هیوجین: (وقتی که تو.....)هیوجین: اوووو دختر کوچو...

دو پارتی از هیوجین: (وقتی که تو....)تو، کیم ات ۲۰ ساله از گر...

درخواستی از چانگبین

کپشن مهم مهمممبه بهترین نسخه ی خودت تبدیل شو بانو خوش فرم بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط