نگیر از این دل دیوانه ابر و باران را

نگیر از این دل دیوانه ابر و باران را

هوای تنگ غروب و شب خیابان را

تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد

و بی پرندگی عصرهای آبان را
دیدگاه ها (۱)

بی تو ,, باران بزند , خیس ترین رهگذرم ,, تا به صد خاطره با چ...

..

پیچ حیران ز خم موی تو طراحی شد , پس عجب نیست اگر کشته فراوا...

دیگر به این نتیجه رسیدم , جهنم است خانه , حلط , کوچه و هر جا...

قصه تلخ از عشق

بماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکیه گاه روزهای خستگ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط