صبح و ِطلوع شعر و غزل، ناشتای تو

صبح و ِطلوع شعر و غزل، ناشتای تو
یعنی سلام ، زنده شدم با دعــای تو
صبحانه حاضرست بفرما غزل بنوش
طعم بهشت می دهد امروز چای تو!
دیدگاه ها (۱)

برای دیده شدن تلاش بیجا نکنبه کمال که برسی دیده می‌شوی...

باخودت تکرارکن؛«‏امروز قاصدک هاپیام مهرمی آورند وچلچله ها سر...

میتوانید داخل صدف و گوش ماهی شمع آب شده بریزید و بک فیلتر دا...

#خلاقیت ؛مثلا این قوطی کنسروایی که مصرفشون میکنیم اینجوری رن...

جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه استکه ردیفش همه دلتنگ تو ام می ...

دل بده تا به لبت طعم غزل بنشانمدلم ارزانی تو  کاش  برآری جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط