مثل خریداری، آمدی داخل مغازه

مثل خریداری، آمدی داخل مغازه
تمام لباس ها را دیدی؛ خوشت آمد؛
اندازه ات بود؛ انتخاب کردی!
ولی در آخر گفتی:
"می روم دور می زنم و برمی گردم"
رفتی... دور زدی... برنگشتی...
دیدگاه ها (۱)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت6صدای تیر می...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

سناریو قفل آبی پارت ۲

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²¹هیچ‌کس درون دیگری را نمی‌شناسد، ما فقط لباس‌ه...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط