چایی مینوشیدم و یادش افتادم،،،،یکباره دلتنگش شدم،،،،بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد،،،،همه با تعجب نگاهم کردند،،،،لبخند تلخی زدم و گفتم : چقدر داغ بود،،،،