در این دقایق بسیار تلخ و تکراری

در این دقایق بسیار تلخ و تکراری
یکی نشسته میان چهار دیواری

یکی نشسته که تصویر او شبیه من است
یکی که چاره ی کارش شده ست ناچاری

کسی شبیه من و روزهای ابری من
کسی که گم شده دربین خواب وبیداری

دوچشم برده میان دو دست و می گرید
به قطره های غروری که می شود جاری

هنوز خاطره ها را عزیز می دارد
نمی گذارد عشقش کشد به بیزاری

مرا در آینه می بیند و نمی شکند
چقدر کار شگفتی ست خویشتن داری!!
دیدگاه ها (۷)

Khodam:ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﺧ...

امشب تمام حوصله صرف نگاه شدبیچاره دل چه زود گرفتار اه شداتش ...

ﺍﻟﻮ ... ﺍﻟﻮ... ﺳﻼ‌ﻡﮐﺴﯽ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ؟؟؟؟؟ﻣﮕﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﺪﺍ ...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ،ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ،ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻝ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪ...

نمی‌دانم حالم خوب است یا نه؛ و همین “نمی‌دانم”، سنگین‌ترین ب...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط