Part

Part²⁴

«فردا صبح»

عمر: پستم بلند شو دیرتون میشه ها

آسیه: عاعا عمر😳
درست می‌بینم تو بیدار شدی

عمر: مگه چیه من نمی‌تونم زودتر از شما بیدار شم و یه تغییری به زندگیم بدم؟؟

آسیه: چرا اتفاقاً خیلیم عالیه که یه تغییری به زندگیت بدی اما خب چیکار کنم تعجب کردم

عمر: بلند شو بلند شو... دیرتون میشه ها

آسیه: آنیس بیدار شده

عمر: نه هنوز برو صبحونتو بخور من بیدارش می‌کنم
ها. راستی آسیه گفتی کجا بود اونجایی که می‌خواین برین برای اینکه بعداً بیام دنبالتون

آسیه: باشه
سالن.....

عمر: باشه
ها راستی لباساتونو آماده کردم اونارو بپوشین

آسیه: اووووووووووووووووووو. چه زیبا🤩
با سلیقه بودی نمی‌دونستیم😜

عمر: پس چی ماهم خوش پسندیم دیگه

«مهمونی»

آسیه: منو آنیس قشنگم با همدیگه ست کردیم و رفتیم مهمونی

یاسمین: اووووووووووووو چه مادر دختر کیوتی
خیلی خوشگل شدین مخصوصاً تو آسیه خیلی زیبا شدی
شماهم همینطور آنیسا خانم

آسیه٫آنیسا: ممنون
شماهم زیبا شدین

یاسمین: ممنونم عزیزم لطف دارید

آسیه: داشتیم باهم حرف می‌زدیم که یهو....
دیدگاه ها (۰)

Part²⁵آسیه: که یهو یکی از پشت ( از گونه)بوسم کرددوروک‌: عشقم...

Part²⁵آسیه: که یهو یکی از پشت ( از گونه)بوسم کرددوروک‌: عشقم...

Part²³«آخر شب»عمر: عاعا خوابید مص باباشهکاش منم همینطور زود ...

Part²²آسیه: الو. سلام یاسمین جون خوبی ببخشید پشت خطی بودی دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط