غروب جمعه هست و وقت افطار

غروب جمعه هست و وقت افطار
دلم دارد هوای دیدن یار
کجایی یابن الزهرا تا بگردی
فقط تو اشک و آهم را خریدار
******


کاش می شد روزه ام
با روی ماهت وا کنم
دیدگاه ها (۵)

دم افطار و می بینم عطش راو می سوزد دلم از خشکی لب های اصغر**...

دعامان گر نمی گیرد نگیردبیایید با فغان و آه و نالهقسم بر غرب...

با صدای پای توافطار جانم می رسدکی اذان عاشقیگوید موذن در سکو...

عجب این جمعه ها دارد صفاییلب خشکیده و بر آن دعاییمی آید گر ب...

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌شود به زبان آورد... فقط کافی‌ست چشمم ب...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط