پسرم: بابایی؟

پسرم: بابایی؟
اقامون: بنال توله
پسرم: إإإ بابایی پس بالاخره مامانی توله اس یا من؟!
اقامون با خنده: خب تو توله ی کوچولویی مامانی یکم بزرگتره
پسرم: پس بابایی توهم توله ی بزرگی؟
اقامون درحالی ک از خنده قرمز شده با اخم مصنوعی: برو تو اتاقت تا لهت نکردم توله کوچولو
پسرم با نیم وجب قدش: خب باشه اما بعدا باید در این مورد اخفلاتمونو حل کنیم
اقامون با خنده: بچه اون ک تو میگی اختلافه..مجبوری گنده گنده حرف بزنی اخه؟
پسرم: خب بابایی خواستم مث تو توله ی بزرگ باشم ^___^
اقامون درحالی ک دنبال پسر نیم وجبیمونه: مگه دستم بهت نرسه کره خر
پسرم درحالی ک میدوه پشت سر من: ماماانییی کره خر بزرگه میخواد منو بزنه :|
دیدگاه ها (۲)

خندیدن به اشتباهاتتان میتواند عمرتان را طولانی کند ..." شکسپ...

لایک نمیخوام کامنت

هر روز صبح عکس شکیرا رو میذارم روبروم میگم از امروز هیچ چی ن...

:::پارت سوم:::جنا خیلی وقت بود که منتظر این لحظه بود روی صور...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۳۶ا.ت درحالی که هر دیقه اشکش دمه مشکش بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط