باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند
باز قلبت بودنم را باز حاشا میکند
من پرم از اخرین دیدارت ای زیبا ولی
خوب میدانی دلت از من چه پروا میکند
من همینم خوابگرده کوچه های بی کسی
درد بی درمان من دردم مداوا میکند
سوختم از آتش دیدار تو
شوق دیدارات میان سینه بلوا میکند
نیست در این شب به جز آهو فغان
خنده هایت صبح را در کوچه ها جا میکند
از من دیوانه بگذر من دگر ویرانه ام
مست از جام تو ؛هرشب فتنه بر پا میکند

این غزل را محض لبخندت بگفت عشق ولی
مرگ من از عشق تو افسانه برپا میکند
🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰 🍃 🔰
دیدگاه ها (۱)

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند باز قلبت بودنم را باز حاشا...

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند باز قلبت بودنم را باز حاشا...

باز هستی باز چشمان تو غوغا می کند باز قلبت بودنم را باز حاشا...

فاطمه ساکی

نباید امپراطوری ایرانو بیدار کنید!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خون...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خون...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۲. خدا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۲. خدا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط