بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند
همین که دور شوی خانه‌ها شبیه هم‌اند
کسی شبیه تو حرف مرا نمی‌فهمد
مسلم است که بیگانه‌ها شبیه هم‌اند

من و تو از غم دوری شبیه هم شده ایم
که بعد زلزله‌ها ویرانه‌ها شبیه هم‌اند

به پای سوختنم اشک از چه می‌ریزی
به چشم شمع که پروانه‌ها شبیه هم‌اند

فقط شراب نگاه تو مست کرده مرا
که گفته است که پیمانه‌ها شبیه هم‌اند

کسی که می‌رود از گم شدن نمی‌ترسد
بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

غزاله شریفیان
دیدگاه ها (۲)

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟صدای هق‌هق...گویا دل تو ه...

غزل دستان خود را سوی ذاتی فرد می گیردخدا دست کسی را که دعایم...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

خسته ام .....

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

به دنبال همپارت ۶- زاویه دید آنیا:آنیا چند ثانیه نمی‌فهمد چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط