بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند
همین که دور شوی خانه‌ها شبیه هم‌اند
کسی شبیه تو حرف مرا نمی‌فهمد
مسلم است که بیگانه‌ها شبیه هم‌اند

من و تو از غم دوری شبیه هم شده ایم
که بعد زلزله‌ها ویرانه‌ها شبیه هم‌اند

به پای سوختنم اشک از چه می‌ریزی
به چشم شمع که پروانه‌ها شبیه هم‌اند

فقط شراب نگاه تو مست کرده مرا
که گفته است که پیمانه‌ها شبیه هم‌اند

کسی که می‌رود از گم شدن نمی‌ترسد
بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اند

غزاله شریفیان
دیدگاه ها (۲)

افتاده در چشم تو صاف

وقتی لب تو خنده زد

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

بدون مقصد پایانه‌ها شبیه هم‌اندهمین که دور شوی خانه‌ها شبیه ...

بدون مقصد، پایانه‌ها شبیه همند   همین که دور شوی، خانه‌ها شب...

شاید دلش سنگ است دنیا یا نمی‌فهمدتنهایی من را فقط ویرانه می‌...

می‌کند سلسله ی زلف تو دیوانه مرامی‌کِشد نرگس مست تو به میخان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط