تک پارتی

تک پارتی

وقتی نصف شبی ویار میکنی

ا.ت: نامی...نامی....نامی....
نامیییییی(پدصگ آروم بچم دق کرد)
نامی:هان بله بله چیه کجا آتیش گرفته....یاحضرت زاعو تو چرا شکمت بزرگه
ا.ت :چی میگی سرت به جایی خورده
نامی:شما؟
ا.ت:زنتم دیگه
نامی :هان ... من کی ازدواج کردم
ات: برو گمشو واسم لواشک بخر
نامی:هان چرا ؟
ات ویار کردم
نامی:؟!!
آ.ت:گفتم ویار کردم
نامی:مگه حامله ای
ات:بالشتو میگیره محکم میزنه به سره بچم بعد بچه انگار مغزش میاد سر جاش بعد خوب میشه
ات:برو
نامی:الان نصف شبی؟
ات:گفتم برووووووووو
نامی:بچه از تخت اوفتاد سریع میره شوار میپوشه میره بیرون به زور یه مغازه باز پیدا میکنه لواشک میگیره واسه اون بشر بی بشر


بعد با نامی مجبور میشه با بدی های اون ات کنار بیاد
پایان

میدونم بد شد نیازی به گفتن نیست و چون با عجله نوشت ممکنه غلط املایی داشته باشه از الان ببخشید
راستی در خواستی دارین بگین در خواستی سناریو یا تک پارتی موضوعش بگین
دیدگاه ها (۳)

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

تکپارتی جونگ کوک

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط