دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من
بده بر بادم اما عطر و بویت را مگیر از من ...

کمان بر دار صیدم کن به اخمت راضی ام اما
دمی دیوانه بازی های خوبت را مگیر از من ...

خرابم کرده ای از اعتبار افتاده ام باشد
خرابم کن خراب و آبرویت را مگیر از من ...

بجای تو خودم از تو برایم شعر می خواند
جنون عاشقی ِ گفتگویت را مگیر از من ...

نمی یابم خودم را در دل امواج گیسویت
خوشم این جستجوی مو به مویت را مگیر از من...

شب سر در گمی من را اسیر خویش خواهد کرد
تو در این بد بیاری کور سویت را مگیر از من ...

جنون عاشقی دارد دلم را میبرد باخود
بگیر از من خودم را آرزویت را مگیر از من . . .
دیدگاه ها (۲)

دیگر درونم شوق پروازی به سویت نیستبین غزلهایم ، کسی در جستجو...

تو مگر دربدری خانه نداری ای بغض همه شب سر زده مهمان گلویم هس...

ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺷﺎﻋﺮ ! ﺩﻟﯽ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﯼﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺯﻟﻔﻢ...

در این جــــا ردپایی از صـــداقــت نیست، جز باراننـشـــــانـ...

#من_یقین_دارم_همین_جا_در_همین_دنیا_شبی_آه_این_هر_شب_نخوابیدن...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر بادم اما عطر...

عاشقانه......دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر...

عاشقانه......دچارم کن به چوب دار و رویت را مگیر از من بده بر...

تقدیم به محضره باسعادتِ جانانم🫀🌹ای عطر گل وحشی پیچیده به گیس...

عیسی اسدی شاعر تهرانی

ای که در شب های دوری گریه میکردی برایمرفتی و بعد از تو دنیا ...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط