ترسناک بوقتترس

#ترسناک #بوقت.ترس

مثل هر شب روی تخت دراز کشیدم و بعد از چند دقیقه‌ای به خواب عمیقی فرو رفتم.

نمی‌دونم ساعت چند بود که با صدای پچ پچ چند نفر از خواب بیدار شدم.

هوا هنوز کاملا تاریک بود،

صداها رو درست کنار گوش چپم می‌شنیدم،

اول فکر کردم شاید دارم اشتباه می‌کنم یا این یه کابوسه.

سعی کردم از جا بلند شم، اما حتی نمی‌تونستم انگشتام رو تکون بدم.

صدای پچ پچا بلند و بلند‌تر می‌شد، دیگه بیشتر شبیه به همهمه شده بود.

ترس به تموم وجودم سرازیر شد.

بی‌حرکت، مثل یه موجود مرده حتی تکونی نمی‌تونستم بخورم، فقط به تاریکی اتاق زل زده بودم و بی‌اختیار صداها رو می‌شنیدم.
دیدگاه ها (۵۵)

تقدیم به مخاطب خاصم(H)You're my morphine, i'm addicted to yo...

سلام دوستانم خواهشا واسه شفای حال بیمارا توی این روزا دعا کن...

#ترسناک #بوقت.ترسساعت 2 تا 3 شب بسیار رمز آلود هست و به ساع...

#ترسناک

انتقام خونین ادامه ی پارت۷چند ماه بعد....ویو رومیناامروز قرا...

Part:17. #ریاست.عشقکه اونم همزمان حوله...

پارت ۷𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞ویو جنا : سرم خیلی درد می کردددد با صدای هلن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط