فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا یا من تو را میکشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست...
همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده که انسان کودک بماند بهتر است
اصلا این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر عقب که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود که میدود در دشت های دور
آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان به زمین زمین...
نه...به عقب تر برگردان
بگذار خدا دست هایش را دوباره بشوید ... در آینه بنگرد....
شاید تصمیم دیگری گرفت...
دیدگاه ها (۱)

خدا، آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می...

" مرد روزهای سخت " چه اسم خوبی برای اس ام اسم پیدا کردم " مر...

ﺧﺪﺍﯾﺎ!...ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﻢ.؟ﻇﻬﺮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻢ.؟ﭼﯿﻪ ﺍ...

هوا بارانی بود…کودکی را دیدم که معصومانه آسمان را نگاه میکرد...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیمفردا یا من تو را میکشم یا...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

فرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم فردا یا من تو را میکشم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط