تنهاترین سردار! دیگر لشکرت نیست

تنهاترین سردار! دیگر لشکرت نیست

تکیه بده بر نیزه‌ات پیغمبرت نیست

یک گله گرگ تشنه آماده است اما

دیگر ابالفضلت، علی‌اکبرت نیست

این قدر بوسیده تو را شمشیرهاشان

یک جای سالم مانده روی پیکرت نیست

از کربلا تا کوچه قلبم ناگهان رفت

وقتی که دیدم گوشوار دخترت نیست

گشتم تمام کربلا را ... آه ... اما

پیراهنی که داده بود مادرت نیست

***

مهمان‌نوازی می‌کند ... الشام الشام

گاهی سرت بر نیزه و گاهی سرت نیست


#بسیج_سایبری
دیدگاه ها (۳)

ای از سـفر برگشـته بابا ، پیکرت کو ؟سـیمرغ قاف عاشـقی بال و ...

طایر گلزار  وحی! کجاست بال و پرت؟که با سرت سر زدی به نازنین ...

شب سوم محرم : شب دردانه سه ساله ، حضرت رقیه (س) ای از سـفر ب...

حسین جانم

من بفدای تو آن مزار کوچک غریبت رقیه جان

طایر گلزار وحی! کجاست بال و پرت؟که با سرت سر زدی به نازنین د...

بانو جان نمیدانم تا به حال چند متن با عنوان‌هایی چون : - چگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط