پارت نهم هشدار دارای صحنه های یائویی
پارت نهم ( هشدار 🚨دارای صحنه های یائویی )
.................................
ویو دازای
بعد اینکه محکم بغلش کردم دیگه جلوی خودمو نگرفتم و اونو به دیوار تکیه دادم
دازای : چوچو نظرت چیه یکم لباتو بخورم ؟
چویا : دازاییی چی داری میگییی* لبو شدن *
دازای : همین که شنیدی چیبیکو
چونشو گرفتمو شروع کردم به بوسیدنش و هی تقلا میکرد و منم دستاشو گرفتم
چویا : اوممممم
بعد چند دقیقه بوسیدنش یهو مشتاشو به سینم زد و منم ازش جدا شدم
دازای : وای چیبی لبات مزه ی بهشت میده
چویا : مرتیکهههههه دفه ی اخرت باشههههههه * نفس نفس زدنو سرخ شدن و عصبی بودن *
دازای : هومممم ولی من بازم میخوام چوچو
چویا : تمومش ک_
دوباره بوسیدمش ایندفه انقدر بوسیدمش که لباش قرمز شدن و بیهوش شد
دازای : اوممم اخیش چقدر حال داد
چویا : میکشمت عوضی.........
و بیهوش شد
ویو ورلاین
همین شکلی داشتیم با پیانومن و لئو بازی میکردیم که اصلا متوجه گذر زمان نشدیم که یهو دیدیم ساعت ۵ شبه و گرفتیم خوابیدیم......
.................................
ویو دازای
بعد اینکه محکم بغلش کردم دیگه جلوی خودمو نگرفتم و اونو به دیوار تکیه دادم
دازای : چوچو نظرت چیه یکم لباتو بخورم ؟
چویا : دازاییی چی داری میگییی* لبو شدن *
دازای : همین که شنیدی چیبیکو
چونشو گرفتمو شروع کردم به بوسیدنش و هی تقلا میکرد و منم دستاشو گرفتم
چویا : اوممممم
بعد چند دقیقه بوسیدنش یهو مشتاشو به سینم زد و منم ازش جدا شدم
دازای : وای چیبی لبات مزه ی بهشت میده
چویا : مرتیکهههههه دفه ی اخرت باشههههههه * نفس نفس زدنو سرخ شدن و عصبی بودن *
دازای : هومممم ولی من بازم میخوام چوچو
چویا : تمومش ک_
دوباره بوسیدمش ایندفه انقدر بوسیدمش که لباش قرمز شدن و بیهوش شد
دازای : اوممم اخیش چقدر حال داد
چویا : میکشمت عوضی.........
و بیهوش شد
ویو ورلاین
همین شکلی داشتیم با پیانومن و لئو بازی میکردیم که اصلا متوجه گذر زمان نشدیم که یهو دیدیم ساعت ۵ شبه و گرفتیم خوابیدیم......
- ۱۰۴
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط