شاعر «حزین لاهیجی»

شاعر «حزین لاهیجی»
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد #بخون
دیدگاه ها (۲)

کتاب «سیر و سلوک زائر (سالک)» اثر «جان بانیان»این داستان معر...

«دیو» در شاهنامه فردوسی""تو مر دیو را مردم بد شناسکسی کو ندا...

نمایشنامه «شوهر دلخواه و زنی بی اهمیت» اثر «اسکار وایلد» نوی...

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟از کجا، وز که خبر آوردی؟خوش خبر باش...

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد، صیاد رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط