یکشبی مجنون نمازش راشکست..

یکشبی مجنون نمازش راشکست..
بی وضودرکوچه لیلا نشست
گفت یارب ازچه خوارم کرده ای
برصلیب عشق دارم کرده ای
مرداین بازیچه دیگر نیستم
این توولیلای تومن نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
دررگت پیدا وپنهانت منم
سالها باجورلیلاساختی
من کنارت بودم و نشناختی
دیدگاه ها (۴)

.

همه موارد

بردی ازیادمدادی بربادمبی تو من تنهام دل به تودادم بی تومن تن...

گلم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط