مست میخانه نبودم تو خرابم کردی

مست میخانه نبودم تو خرابم کردی
یار پیمانه نبودم تو شرابم کردی

جرعه ای از می عشق تو شبی نوشیدم
رز ِ دردانه نبودم می نابم کردی

بهر دیداررخم گفتی چهره ات بالا گیر
من که بیگانه نبودم که جوابم کردی

سوختیم در غم عشق ز تمنای وصال
من که پروانه نبودم که عذابم کردی

گشتم آواره کویت ای عشق !
گرچه افسانه نبودم تو سرابم کردی

شده ام گوهر یکتا صنم ِ قبله نما!
من که دیوانه نبودم که خطابم کردی
دیدگاه ها (۳)

همدم یار شدن دیده تر می خواهد پیر میخانه شدن اشک سحر می خواه...

خسته ام؛اما بخواهی تکیه گاهت میشوم بین تنهایی آدم ها پناهت م...

دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدمبا هر کس همنام تو درگیر شدمای ...

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط