لمس دستان توراچشم ترم کم دارد

لمس دستان توراچشم ترم کم دارد
دلم عمریست که بی روی تو ماتم دارد

بی تو ویرانم و احوال دلم بارانیست
امشب از اشک قلم دفتر دل نم دارد

زده ای بردل من زخم و ولی ترسی نیست
که دلم یاد تورا مونس و مرهم دارد

همه سهم دل از خاطره ها تنهائیست
نقش چشمان تو را حی و مجسم دارد

سیبی از یاد تو آویخته بر شاخه دل
تو همان وسوسه که حضرت آدم دارد

می زنم دست به انکار و ولیکن شعرم
بهررسوایی من عزم مصمم دارد

: زهرا اسماعیلی
دیدگاه ها (۱۰)

دلـم کہ برایت تنگ مےشـود ...مےگیـرد ...فریاد مےکشـد ...مےتپـ...

چرا چـشـمـای من خیسه؟چرا عـکـساتـو می‌بـوسم؟مـثـه بـاغی که خ...

نمیدانم کدام را راضی کنم "دلی" که میخواهد عاشق باشد...یا "ع...

سلاام ظهر بخیررر..ببخشید اگه با پست هام ناراحتتون میکنم..شرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط