به معنای واقعی فرشته نجاتم شدی part

به معنای واقعی فرشته نجاتم شدی … ( part 1)


چند ماهی از اون شبه نفرین شده میگذشت ، نمیدونی چطور یا چجوری ولی اتفاق افتاده بود و دیگه کاری از دستت ساخته نبود .. زیادی عجیب بود ، شماهایی که جونتون واسه هم در می رفت چطور سر یک موضوع بسیار ناچیز از هم جدا شدین ؟ دلیلش واسه خودت هم مبهم بود .. تنها چیزی که واست واضح بود این بود که حسابی دلتنگش شده بودی ، دلتنگ بغلش ، لبخند هاش ، بوسه هاش ، شوخی هاش و از همه مهم تر اون چهره ی ارومش ..
نمیدونستی چاره کار چیه ، اینکه به تلاش های پی در پی سونگمین چراغ سبز نشون بدی یا با همین وضعیت ادامه بدی .. جواب درست چیه ؟ ، چیکار باید بکنم ؟ … سوال هایی که پی در پی تو مغزت اکو میشدن جلوی تمرکزت رو میگرفتن و انتخاب رو برات سخت تر میکردن ..
نمیدونستی کدوم کار درسته ولی فقط میخاستی واسه ی باره دیگه هم شده بغلش کنی .. اما تو کسی نبودی که غرورتو زیر پا بذاری .. سونگمین تلاش زیادی برای برگشتت انجام داده بود ولی همشون بی فایده بودن … بعد از اینکه بهش گفتی « ازت متنفرم ، ولم کن دیگه » ، دیگه سراغت نیومده بود .. اگه میگفتی نگرانش نیستی دروغ بزرگی گفته بودی … بعد از گفتن این جمله انگار نفرت بزرگی نسبت به خودت پیدا کرده بودی ، اینکه دلیل گریه ها و حاله بدش تو بودی عذابت میداد ، حتی با فکر کردن بهش هم وجودت اتیش میگرفت و هر لحظه بیشتر از خودت بدت میومد … تنها راه خلاص شدن از این جهنم چی بود ؟ شاید اینکه بری و باهاش صحبت کنی ، کمی ارومش کنی و حداقل لبخندی روی لبش ببینی ..
بدون تردید آماده شدی و به سمت محل کارش حرکت کردی .. بعد از یک ربع رانندگی تو خیابون های نسبتا شلوغ به مکان مورد نظر رسیدی .. از ماشین پیاده شد و نفسی عمیق کشیدی و وارد کمپانی شدی ، به سمت اتاق تمرین اعضا رفتی اما کسی اونجا نبود ، همچنین استودیو .. دیگه واقعا نگران شده بودی که صدای جیق و داد به گوشت رسید … با تموم سرعتت به سمت صدا رفتی که با ازدهام جمعیت رو به رو شدی ، مردم در حال فیلم گرفتن بودن .. نمیتونستی متوجه بشی چه خبره ، کمی نزدیک تر رفتی که با فردی اشنا رو به رو شدی ، فلیکس بود ، سریعا بدون تلف کردن وقت پرسیدی :

+ اینجا چه خبره ؟ چیشده ؟
_ فقط تو میتونی نجاتش بدی ، زود برو تا دیر نشده
+ ک کجا ؟ سونگمین حالش خوبه ؟؟
_ برو پشت بوم ، به ما اجازه نمیدن ولی تو فرق میکنی
دیدگاه ها (۲۰)

به معنای واقعی فرشته نجاتم شدی ( part 2 )

ولی تو زیادی قشنگی .. ( part 1) عقربه های ساعت عدد ۳:۴۵ رو ن...

دونه ای کوچیک از جنس عشق …مرد با تموم توان می دوید و پله های...

ا.ت فقط ماله منه ( part 3 ) + الان این چه بحثیه _ هیشش فقط ت...

وقتی بهت...تک پارتیـ‌...بازم برای هزارمین بار منتظر دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط