گفتم عیبی نداره ولی ذوقم کور شد، گفتم عیبی نداره ولی برق

گفتم عیبی نداره ولی ذوقم کور شد، گفتم عیبی نداره ولی برق چشمام رفت، گفتم عیبی نداره ولی تا دلت بخواد عیب داشت، گفتم مهم نیست ولی مهم بود، گفتم فراموش می‌کنم ولی موند، گفتم عادت می‌کنم ولی هر بار یادم افتاد یه چیزی توی دلم شکست. گفتم انتظار نداشتم، دروغ گفتم؛ اتفاقاً خیلی انتظار داشتم، فقط دیگه دلم نمی‌خواست بابتش چیزی بگم.
دیدگاه ها (۰)

من گفتم عیبی نداره ولی بعدش دیگه از ته دل نخندیدم، دیگه نتون...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت8ویو اتقهوه‌ام رو گرف...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط