قشلاق کرده ام

قشلاق کرده ام
به تو از دست زندگی
چندی ست
پایتخت جهانم اتاق توست

#علیرضا_بدیع
دیدگاه ها (۲)

همه چیز از نبودن تو حکایت می کند به جز دلم که همچون دانه ای ...

چشمان من به دیده او خیره مانده بودجوشید یاد عشق کهن در نگاه ...

میگویند در اغاز هر سالیهرطور که باشی تا اخر سال همان طور هست...

بعید نیستشیشه قاب عکست پایین بیاید ومسلسلی اتاق را به رگبار ...

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشتاینقدر که خالی شده بعد از...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

اگر زندگی آن‌گونه نیست که تو می‌خواهیعوضش کنزندگی امروز توحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط