با توام عشق قسم خورده پنهانی من

با تواَم عشق قسم خورده پنهانی ِمن
با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من
.
با تواَم لعنتیِ خالی از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره خاص بفهم
.
لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن
.
لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن
.
باورم کن که به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم
.
قافیه باختم و شعر سرودم یعنی
به هر آن کس که تو را دید، حسودم یعنی...
.
نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند
بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند
دیدگاه ها (۸)

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟سربه تایید تکان دادی و گ...

مردی که ویران از فراق ات بود، من بودم!از هر جهت در اشتیاقت ب...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودتعاشقش باشی و افسوس گرفتار خود...

جووونم واست بگه که ...زندگی بی تــــــــــــــــــــو مثل کا...

با تـوأم عشقِ قسم خوردهٔ پنهانیِ منبا توأم بی خبر از حال و...

part:16name:عشق وجداییویو بورااز عمارت خیلی دور شده بودم ولی...

پارت 1از زبان ا.تاااااااههههه(منحرف نشوید ای منحرفان)*یامده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط