در روزنامه می‌خواندم

در روزنامه می‌خواندم
پنج نفر در جنگلی گم شده‌اند،
قصه‌ی انگشت‌های من
و موهای شماست...

-پوریا نبی پور
دیدگاه ها (۸)

مثل نیلوفربه عمق باورم پیچیده ایمن در آغوش تو میمانممرا مردا...

گربه‌خیلی‌دوست‌داره‌😻همش‌میگه:[_‌اون‌گربه‌قهوه‌ای‌که‌تو‌خونه...

*◄থৣ ـבَر בیـارے کِــہ בَر او نـیـسـتْ کَـسـے یـار کَـسـے....

༺ چنان نمانـבچنین نیز هم نخواهـב مانـב!•حاـ؋ـظ ༻

« ازدواج به اجبار »لیانا : دختری سرد و بی احساس ، چرا ؟ چون ...

فیکشن ددی گلزار و بیبی پوریا گوت سرخ پارت ۱

فیکشن ددی گلزار و بیبی پوریا گوت سرخ پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط