اگر جــــــای مــــروت نیست با دنیــــــا مدارا کن

اگر جــــــای مــــروت نیست با دنیــــــا مدارا کن
به جای دلخـــوری از تنگ بیــــرون را تماشا کن

دل از اعمــــاق دریـای صــــدف‌های تهی بردار
همین‌جا در کویـــــر خویش مـــــروارید پیدا کن

چه شـــوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها با هم
نگاهــــش را تماشـا کن، اگر فهمیـد حاشا کن

من ازمرگی سخن گفتم که پیش ازمرگ می‌آید
به «آه عشق» کـــــاری برتر از اعجاز عیسا کن

خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند بامرگ
به اسم صبـــر ،کم با زندگی امـــروز و فردا کن
دیدگاه ها (۳)

"دِلـــــــــــــــــــــــــــم"بــاران می خواهــــد...بــا...

مــیتــــرســــــــــــم از ایــــن آدمــهــــــــــــــــــ...

من همانم آمدم تا عشق را احیا کنمدر سکوت ممتد تنهایی ات غوغا ...

آخ کــه آدﻣـﻬــا چــقـــدرﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ... ﻋﺸــﻖ ﺑــﺮﺍﻱ ﺑ...

نه احساسی نه آرامشی در سکوت آن اتاق سفید فرو رفته بود تنها ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط