مُدام باید مست بود،

مُدام باید مست بود،
تنها همین!
باید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌بار زمان
که تورا می‌شکند
و شانه‌هایت را خمیده می‌کند را احساس نکنی،
مُدام باید مست بود،
اما مستی از چه؟
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری،
آن‌طور که دلتان می‌خواهد مست باشید
و اگر گاهی بر پله‌های یک قصر،
روی چمن‌های سبز کنار نهری
یا در تنهایی اندوه‌بارِ اتاقتان،
در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده، بیدار شدید
بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت
از هرچه که می‌‌وزد
و هر آنچه در حرکت است،
آواز می‌خواند و سخن می‌گوید
بپرسید اکنون زمانِ چیست؟
و باد، موج، ستاره، پرنده،
ساعت جوابتان را می‌دهند.

زمانِ مستی است
برای اینکه بَرده‌ی شکنجه دیده‌ی زمان نباشید
مست کنید،
همواره مست باشید،
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری،
آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد.
دیدگاه ها (۳)

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

مدام باید مست بود،تنها همین!باید مست بود تا سنگینی رقت بار ز...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مست شویدتمام ماجرا همین است،مدام باید مست بود،تنها همین.باید...

مدام باید مست بودتنها همینباید مست بود تا سنگینیِ رِقت‌بار ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط