قبلا همش نگران این بودم که نکنه

قبلا همش نگران این بودم که نکنه
رفتاری کنم که دیگران از دستم ناراحت شن
و بِرن، اما الان به قدری خستم که
منتظر یه رفتار اشتباه و بی ربط از آدمای
نزدیک زندگیمم تا اونا رو به سرعت
از زندگیم حذف کنم..
همینقدر ساده، همینقدر پیچیده👑++
دیدگاه ها (۱۷۱)

★彡   Part 52 彡★ صبح روز بعد، درست بعد از صبحانه پدر و مادر ت...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕: 𝟏𝟒 + خیلی‌ بدی جونگکوک‌ چرا هولم دادی!دو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۴" در آغوش رویای آبی ات " ...

زندگینامه نووا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط