starry night
starry night 🌃
part 28
مادر جونکوک رفت پیش بقیه تا باهاسون صحبت بکنه
علامت لیا دخترعمو جونکوک( ∆)
∆ واییی جنا رژ نداری رژم پاک شده جونکوکم که الان اومدهه چیکارر کنمم
✓ عه عه لیا این چه حرفیه
∆ مگه چیه فقط میخوام کنار نامزدم خوشگل تر باشم
جنا با اخم به لیا نگاه میکنه و با نگاهش بهش میگه که من این جام
لیا که تازه متوجه حظور من میشه برمیگرده سمتم و میگه
∆ راستی تو دیگه کی هستی
+( نامزد؟؟ داشتم به حرف جونکوک و لیا فکر میکردم یعنی بخاطر این جونکوک میگفت فقط با خواهر و مادرش صحبت کنم)
∆ هویی با تو ام (یکم ات رو هل میده)
( هنوز گیج بودم از حرف هاش ولی نمیتونسم اجازه بدم غرورم توسط یه دختر هر.. زه بشکنه)
+ اروم و خونسرد میرم جلو و توی گوشش بهش میگم: من یه رژ تو کیفم دارم اتفاقا جونکوک قبلا رو لبم تستش کرده دوستش داره میخوای بهت بدم؟
∆ ی ی یا یااا
با خونسردی از کنارش رد میشم و به سمت بقیه میرم و پیش جونکوک میشینم
علامت پسر عمو جونکوک ( $ )
متوجه نگاه های عصبی لیا روی خودم شدم ولی یک نگاه بد دیگه هم روی خودم حس کردم که یک پسر قد بلند و هیکلی رو دیدم که داشت به سینه هام نگاه میکرد و سریع نگاهش رو گرفت و گفت
علامت پسر عمو جونکوک ( ® )
® اوو جونکوک معرفی نمیکنی بانو رو
_ جونکوک کمرم رو گرفت و گفت: دوست دخترم پارک ات
® اوو خوشبختم
+ یک لبخند زورکی زدم و اروم توی گوش جونکوک گفتم که میشه یک لحظه بیای بیرون
پایان.
لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
بچه هاا من الان جدیدا واقعا نیاز به کامنت و لایک دارم از لحاظ روحی چون اصلا انرژی برای ادامه فیک ندارم اما با کامنت های شما خیلی بیشتر انرژی میگیرم و پر قدرت ادامه میدم 💋💋💋
part 28
مادر جونکوک رفت پیش بقیه تا باهاسون صحبت بکنه
علامت لیا دخترعمو جونکوک( ∆)
∆ واییی جنا رژ نداری رژم پاک شده جونکوکم که الان اومدهه چیکارر کنمم
✓ عه عه لیا این چه حرفیه
∆ مگه چیه فقط میخوام کنار نامزدم خوشگل تر باشم
جنا با اخم به لیا نگاه میکنه و با نگاهش بهش میگه که من این جام
لیا که تازه متوجه حظور من میشه برمیگرده سمتم و میگه
∆ راستی تو دیگه کی هستی
+( نامزد؟؟ داشتم به حرف جونکوک و لیا فکر میکردم یعنی بخاطر این جونکوک میگفت فقط با خواهر و مادرش صحبت کنم)
∆ هویی با تو ام (یکم ات رو هل میده)
( هنوز گیج بودم از حرف هاش ولی نمیتونسم اجازه بدم غرورم توسط یه دختر هر.. زه بشکنه)
+ اروم و خونسرد میرم جلو و توی گوشش بهش میگم: من یه رژ تو کیفم دارم اتفاقا جونکوک قبلا رو لبم تستش کرده دوستش داره میخوای بهت بدم؟
∆ ی ی یا یااا
با خونسردی از کنارش رد میشم و به سمت بقیه میرم و پیش جونکوک میشینم
علامت پسر عمو جونکوک ( $ )
متوجه نگاه های عصبی لیا روی خودم شدم ولی یک نگاه بد دیگه هم روی خودم حس کردم که یک پسر قد بلند و هیکلی رو دیدم که داشت به سینه هام نگاه میکرد و سریع نگاهش رو گرفت و گفت
علامت پسر عمو جونکوک ( ® )
® اوو جونکوک معرفی نمیکنی بانو رو
_ جونکوک کمرم رو گرفت و گفت: دوست دخترم پارک ات
® اوو خوشبختم
+ یک لبخند زورکی زدم و اروم توی گوش جونکوک گفتم که میشه یک لحظه بیای بیرون
پایان.
لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
بچه هاا من الان جدیدا واقعا نیاز به کامنت و لایک دارم از لحاظ روحی چون اصلا انرژی برای ادامه فیک ندارم اما با کامنت های شما خیلی بیشتر انرژی میگیرم و پر قدرت ادامه میدم 💋💋💋
- ۲.۱k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط