وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . .

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . .

_آره پایه ام بریم ....

گوشی از دستم کشیده شد با شدت به دیوار کوبونده، شد .
هینی کشیدم و با چشمای گرد به کوک نگاه کردم بلند شد .
نا امید نگام کرد
_فکر نمیکردم مثل این هرزه ها با همه باشی .
خشکم زد !
احساس میوردم خون تو بدنم یخ کرد!
من . من هرزم؟!
بلند شدم رستم تو صورتش فرود اومد ‌
_حرف دهنتو بفهم کوک! منو با دوست دختر سابقت اشتباه گرفتی!
کیفم و برداشتم و از خونه ی نیلا زدم بیرون سمت خیابان رفتم دستم و بلند کردم تاکسی وایستاد. سوار شدم و آدرس و گفتم
بعد چند مین به خونم رسیدم .
از حرص هنوز نفس نفس میزدم .
م..من ..منننن هررززززم؟!
دستم مشت شد در خونم و وا کردم .
فکر نمیکردم بعد اینهمه رفاقت بهم همچین ننگی بزنه .
متاسفم واقعا .،
سمت رخت،خوابم رفتم ‌.
زنگ در خونه ام خورد سمت در رفتم با دیدن نیلا بادم خوابید .
احق بودم که فکر میکردم کوکه مگه نه؟!
_ گوشیت سالم بود فقط گلسش شکسته بود .‌
از دستش کشیدم و بی حرف گفتم
_ممنون نیلا .
درو بستم .
سمت تختم رفتم و خودمو روش انداختم .
چشمام کم کم گرم شد .
....
خنده ی بلندی کردم
_الکس ! بیا عکس بگیریم میخوام استوری کنم .
لبخندی زد .
جلو اومد دستشو دور کمرم حلقه کرد که معذب تکونی خوردم گوشی رو بالا آوردم و لبخندی زدم .
بعد گرفتن چند تا عکس گرفتم
_اوه اوه ساعت یازده . من باید برم خونه الکس .
_برسونمت؟
_نه خونم نزدیکه . بعدا میبینمت بای .
لبخندی زد و دستی تکون داد گوشیم و تو جیبم گذاشتم و دودیم .
به خونم رسیدم درو وا کردم و بعد عوض کردن
لباسم رو مبل نشستم .
عکسم و با الکس استوری کردم و زیرش نوشتم
" هیچ رفاقتی ارزش نداره "
مخاطب جمله ام کوک بود .
قشنگگ تابلو بود .
دیدگاه ها (۵)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

وقتی میاین ایران ولی تحریک میشه...با تعجب خییلییی زیاد نگاشو...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...

ارباب خشن من ۲۰

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕: 𝟏 به دوربرش نگاه میکرد و دنبال  من می‌گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط