یاد تو  ابری کوچک است

یاد تو  ابری کوچک است
که چشم‌های مرا بارانی می‌کند
و نسیمی است
که از میان گیسوانم می‌گذرد
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده...
برای صدایت
و نگاهت
که طعم عسل می‌دهد

تو می‌توانی خورشید را روبه‌روی آینه بنشانی
و آسمان را به زانو دربیاوری
تو می‌توانی
گل‌های سرخ را آشفته‌ی نگاه مهربانت کنی
و نسترن‌ها را آواره‌ی کوچه‌ی عاشقی
تو پرنده‌ای مهربانی
که بی‌پروا کوچ می‌کند و
ترانه‌ی رفتن می‌خواند و
زیر باران می‌رقصد
و مِهر مهربانش بر دل هر پروانه‌ای می‌نشیند.

این روزها
تمام دلتنگی‌هایم را
به‌جای تو به آغوش می‌کشم
وقتی که جای تو میان بازوانم خالی ست
و من
چقدر دلم برایت تنگ شده...
دیدگاه ها (۴)

التماست میکنم ، با عشق درگیرم نکن!!من حریفش نیستم! هم پنجه ب...

روزها از غم تنهایی خود لبریزمو شبانگاه در آغوش تو می آمیزمخی...

آب و هوای دلم آنقدر باران...

...لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلمچه بگویم که کمی خوب شود حال...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

امروز یک نفر برایم اشتباهی فرستادکجایی؟؟؟دلم هری فرو ریختمدت...

با تو، پروانه می‌شوم؛ نه از آن‌ها ڪه به شوقِ نور،بی‌پروا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط