اولین روز بارانی

اولین روز بارانی
اولین روز بارانی رابه خاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی راچطور؟پیش بینی کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم وشانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
وسومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کندو حوصله نداری سرما بخوری چتر راکامل بالای سر خودت گرفتی وشانه سمت راست من کاملا خیس شد
و و و و و وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که بایک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر تو چش وچالمان نرود دو قدم ازهم دورتر راه برویم
.......
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...
دیدگاه ها (۲)

من شاعرم ، شاعر که میدانیسقف دلش همواره نم داردجنس تمام ش...

موهایت را به باد بدهدستانت را به گندم زارنفس اَت را به گل ها...

مـــــن شڪستن را نمیدانــــم...اما هر ڪس از ڪنارم گـــذشت،شڪ...

قرار نیست دنیامون رو بزرگ کنیم که توش گم بشیم، تو همون دنیای...

My angel 2 ( part 9 ) + هوففف خدایااا ، بزار اگه تلافی نکردم...

🍷مستی در شب🍷 🪐P28🪐اتاق جینا جینا لباس عروسی پوشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط