مرا مهمان کن

مرا مهمان کن
به جرعه ای خیالِ آسوده
در کافه‌ی دنجِ آغوشت
.
#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱)

جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایعستجز سر عشق هر چه بگویی بطالتس...

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامانگردون کجا به فکر سامان من ...

به بانویِ شعرهایم حسادت می کنمدر آغوشت می گیردمی بوسدو بی پر...

و سرانجام قصهبستر استانجا کهفعل خواب برای تودیدنی استبرای من...

سقف عاشقانه‌هایمچہ زیبا فرو مےریزددر دنج ترین جاے دنیابهشت آ...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

آغوشت؟میتوانم تا آخرین نفس درباره اش بنویسم.آغوش تو همچو مکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط