آقازادهp

آقازاده(p4)
بعد اماده شدن سریع پاشدم و بدو بدو رفتم جای همیشگی(عکس لباسش اسلاید دوم)
با دیدنش دست پاهام یخ زد..لبخند زدم و اهسته و خیلی کوتاه همو بغل کردیم و رو صندلی نشستیم کمی حرف زدیم.
لبخند زدم و به حرفاش گوش دادم..مثل احمقا
راوی:ا/ت تا یک هفته با جینو بیرون میره ولی جینو یکمم اذیتش میکنه
اگه یهو پریدم جلو بخاطر وقت قشنگتون حدر نره.

با گریه داشتم برمیگشتم خونه..گریه هام بی صدا بودن..یه ماشین بی ام و با سرعت ترمز کرد و جیغ ترمز کوچه خلوت پر کرد..جونگکوک با عجله پیاده شد اومد سمتم
جونگکوک:هی..هی خی باشه..لطفاگریه نکن(دستاش رو گونه های ا/ت میزاره)
ا/ت:با گریه ارو ارو خودم تو بغلش جا کردم"خیلی احمقم..فکر کردم همه چی درست شده..من چیه اونو اخه دوست دارم..چرا انقدر درد داره..خیلی کوچیک شدم.."
جونگکوک موهای دخترک نوازش کرد گفت
جونگکوک:باشه..بیا بریم بیرون..خب؟اصلا بیا شام بریم بیرون..بریم غذای مورد علاقت بخوریم.
جونگکوک دست دختر میگیره اروم در ساگرد باز میکنه کمک میکنه بشینه..و بعد خودس به سمت راننده میره و سوار میشه حرکت میکنه
بعد 20 مین جلوی یک رستوران خیلی شیک و بزرگ پارک میکنه..باهم وارد رستوران میشن
ا/ت صورتش به بازو جونگکوک فشار میده"ریملم ریخته نه؟..چشمامم حتما سرخه"
جونگکوک نگاهی کرد اروم گفت
جونگکوک:نه..خوشگلی..
هردو پشت میز رو به رو هم نشستن و غذا سفارش دادیم..بولگوگی و به همراه دوکبوکی
وقتی شروع کردیم به خوردن جونگکوک اهسته با صدای بم گفت
جونگکوک:بزار مراقبت باشم..لطفا..قبول کن..بیا پیشم بمون..میدونی که مزاحم نیستی..
ا/ت:اهسته نگاهش کردم گفتم"باشه..مراقبم باش"و به خوردن ادامه دادم..

سلامم ببخشید با تاخیر گذاشتم شرط های پارت نرسیده باشه بازم میزارم خب شرط ها [۱۷لایک ، ۳کامنت ، یدونه بازنشر ] مراقب خودتون باشین پرنسسا و پارت 1۰ قاتل زنجیره‌ای من 🩸⛓️ به زودی آپ میکنم
دیدگاه ها (۵)

>>>فقط خواستم بهت بگم هميشه کنارتم دیوونتم تا پایه مرگ مار...

سلامم چطورین ناناصای من پروف تغییر کرد گمم نکنید فداتون شمم ...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط