شب گریه و بغض این دل پیر ...

شب گرٖیه و بغض این دل پیر بس است

 یک قلب که بیش نیست ، یک تیر بس است

#حامد_عسگری


#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکرنو
دیدگاه ها (۱۳)

می‌روم خسٖته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به...

پایان ماجرای دل و عشق روشن استای قایق شکسته به دریا خوش آمدی...

ز ناز بـر دٖل پیر و جوان در ایـن محفلکدام داغ که آن نازنین ج...

در بـه سَٖماع آمـده است از خـبـر آمـدنت خانه غزلخوان شده با...

عشق بازی کار فرهان است و بس دل به شیرین داد و دیگر هیچکس مهر...

#شعر_نو 🍂مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیستهفت قرن است در این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط