.

.
من ودل آمده بودیم به مهمانی تو
هر دولبریزِ غزل غرقِ گُل افشانی تو
دلَکَم عرضِ ادب کردوهمان گوشه نشست
من همه محوِ دل واوهمه حیرانی تو
شبِ شعری که به پا بوددر آن صبحِ لطیف
بردما رابه تبِ خیس وغزلخوانی تو
من دچارت شدم آنگاه نگاهم کردی
دل گرفتارِ همان موسمِ بارانی تو
چشمِ تو...خلوتِ خوبی ست اگربگذارند
من ودل زائرِآن معبدِ روحانی تو
گاه سرشارترازحسِ شکفتن درباد
روزِ آغازِ من وخلوتِ عرفانی تو
آسمان نیزورق خوردهمان روزکه باز
من ودل آمده بودیم به مهمانی تو
دیدگاه ها (۲۳)

🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ ❣ 🌹 ❣ 🌹 ❣ ❣ ❣ 🌹 ❤ ️د...

دردم ایـــن نیسـتکه او عاشـق نیست ،دردم ایــن نـیـســتکہ مـع...

.عهد بستم نفسم باشی ومـن باشـم و تــــــــــوای که بی تــو ن...

.دلم پا به پای دل بری هایت می رود؛دست این پا نیست،چشمانت مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط