منزلت و حقوق فراموش شده سالمندی
منزلت و حقوق فراموش شده سالمندی
بالاتـر از سیاهی سپیدی سالمندی است
قدیمترها که در حق جوانان دعا کردند «الهی پیر شوی» نه خانه سالمندانی بود و نه دود و دم و ترافیکی که سالمندان را منزوی و معتکف پارکها کند.
نه قصد سیاهنمایی وضعیت موجود را دارم و نه بزرگنمایی آنچه که در کشورهای توسعهیافته میگذرد، اما با قاطعیت تاسفباری میتوان گفت که اگر چه چرخش روزگار، موی سپید را رایگان به سالمندان نداده اما روزهای سالمندی این قشر از جامعه رایگان خرج میشود و نه خود و نه جامعه حاصلی نمی
بیند. محملی برای استفاده از تجربیات سالمندان وجود ندارد و سالمندان آن طور که باید و شاید قدر نمیبینند. فشار مشکلات زندگی تعداد زیادی از آنها را بدون حمایتهای لازم و کافی به چرخه اشتغال بازمیگرداند و در تامین سلامت آنها غفلت میشود. با این حال و اوضاع، برنامههای رفاهی و سیاحتی مرسوم و رایج در آن سوی آبها اساسا جای طرح ندارد. اما نباید فراموش کنیم که سالمندی آینده محتوم هر انسان و هر جامعهای هر چند جوان است، لااقل جوانان امروز باید به فکر فردای سالمندی خود باشند و به رسمیت شناخته شدن حقوق و منزلت سالمندی را طلب کنند.
تصویر بزرگ خاندان هم، لمیده بر پشتی در صدر اتاق یا نشسته بر اسب در دامنه کوه و
دشت، آشناتر بود تا کز کرده در گوشه دکان و دکهای یا قوز کرده پشت دل تاکسی. به حرف هم اگر دردی درمان شود، حرفها حول محور جوان میچرخد، چون به زبان آمار، جامعه ایرانی جوان است. اما آیا هیچ کس به فکر حقوق بدیهی سالمندان جامعه هم هست؟ اگر که دیروز فکری برای جوانهای امروز نکرده بودیم آیا فردای آنها که قاعده هرم سنی ایران را به سمت میانسالان هدایت میکند- هم چشم خواهیم بست؟
در حال حاضر حدود ۶۰۰میلیون نفر از جمعیت جهان را سالمندان بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند که این رقم تا سال ۲۰۲۵ به یکمیلیارد و دویستهزار نفر میرسد. به این ترتیب سالمندان ۲۱درصد از کل جمعیت جهان را به خود اختصاص خواهند داد. این میزان در آسیا از ۳/۹درصد به ۶/۱۸درصد، در اروپای شرقی از ۷/۱۷درصد به ۲۸/۲۵درصد، در فرانسه از ۹/۲۰درصد به ۶/۳۷درصد، در آمریکا از ۷/۱۱درصد به ۲۱درصد، در آلمان از ۳/۲۲درصد به ۶/۴۱درصد و در ژاپن از ۲/۱۶درصد به ۳۷درصد میرسد. در کشور ما نیز بر طبق سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵، تعداد سالمندان ایران برابر با ۵میلیون و ۱۱۹هزار نفر یعنی ۳/۷درصد جمعیت کل کشور بوده است که تا سال ۲۰۵۰ میلادی بیش از ۲۵میلیون نفر خواهد شد، یعنی یکچهارم جمعیت آن زمان ایران. بعد از مرور این آمار و ارقام نه چندان امیدوار کننده -با توجه به شرایط موجود- بد نیست چند گام به عقب برگردیم و به تعاریف سالمندی در ایران و جهان بپردازیم. بر طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی عمر هر انسان به ۵مرحله تقسیم میشود. کودکی از تولد تا ۱۸سالگی، جوانی از ۱۸ تا ۳۵سالگی، میانسالی از ۳۵ تا ۵۵سالگی، ۵۵ تا ۶۵سالگی دوران مسنی و ۶۵ سال به بالا دوران سالمندی. با این استناد از این پس در این گزارش، سالمندی را سن ۶۵ سال به بالا در نظر میگیریم نه آن تعبیری که در جامعه رایج است و سه دوره آخر را با هم در بر میگیرد. در اوایل دهه ۱۹۵۰میلادی، شاخص «امید به زندگی در بدو تولد» به طور متوسط ۴۷ سال بود که در سال ۱۹۹۵ به بیش از ۶۵ سال رسید. البته این رقم در حال حاضر و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته تا ۸۰سال هم افزایش یافته است. این دگرگونی از لحاظ اجتماعی و فرهنگی تحول عظیمی را در زندگی بشر موجب شده است. از جمله در کشورهای اروپایی که با رشد منفی جمعیت با جمعیتی سالمند مواجه شدهاند به همین مناسبت به دستاوردهای عظیمی در زمینه سالمندی رسیدهاند. موضوع روز در این کشورها نه تعریف سالمندی و نه حتی برشمردن حقوق و نیازمندیهای سالمندان که بحث بر سر مفهومی به نام «سالمندی موفق» است. به بیان سادهتر علاوه بر این که افزایش عمر انسان و سلامت جسمانی و روانی او در دستور کار متخصصان قرار گرفته، عدهای نیز تلاش خود را بر ارتقای کیفیت زندگی سالمندان متمرکز کردهاند. در چارچوب سالمندی موفق (Successful Aging)، موفقیت (Success) به معنای «افزودن به سالهای زندگی» و «کسب رضایت از زندگی» است. در سالهای اخیر تعریف مشابه و مدرنتری به نام سالمندی بهینه (Wellness Aging) ارائه شده که سالمندی موفق را هم در بر میگیرد. در این چارچوب نهتنها سلامت سالمند که ایجاد تعادل بین ابعاد فرهنگی، اجتماعی، روانی، عاطفی، فیزیکی و محیطی او مدنظر است. بر پایه این الگوهاست که در معیارهای نوین شهرسازی، سالمندان صاحب حق و حقوق ویژهای میشوند و یا در دستگاههای قانونگذاری و قضایی مداخل و مباحثی ویژه سالمندان در نظر میگیرند.
فیلم دعوت که این روزها روی پرده سینماهای تهران و شهرستانها پرفروش
بالاتـر از سیاهی سپیدی سالمندی است
قدیمترها که در حق جوانان دعا کردند «الهی پیر شوی» نه خانه سالمندانی بود و نه دود و دم و ترافیکی که سالمندان را منزوی و معتکف پارکها کند.
نه قصد سیاهنمایی وضعیت موجود را دارم و نه بزرگنمایی آنچه که در کشورهای توسعهیافته میگذرد، اما با قاطعیت تاسفباری میتوان گفت که اگر چه چرخش روزگار، موی سپید را رایگان به سالمندان نداده اما روزهای سالمندی این قشر از جامعه رایگان خرج میشود و نه خود و نه جامعه حاصلی نمی
بیند. محملی برای استفاده از تجربیات سالمندان وجود ندارد و سالمندان آن طور که باید و شاید قدر نمیبینند. فشار مشکلات زندگی تعداد زیادی از آنها را بدون حمایتهای لازم و کافی به چرخه اشتغال بازمیگرداند و در تامین سلامت آنها غفلت میشود. با این حال و اوضاع، برنامههای رفاهی و سیاحتی مرسوم و رایج در آن سوی آبها اساسا جای طرح ندارد. اما نباید فراموش کنیم که سالمندی آینده محتوم هر انسان و هر جامعهای هر چند جوان است، لااقل جوانان امروز باید به فکر فردای سالمندی خود باشند و به رسمیت شناخته شدن حقوق و منزلت سالمندی را طلب کنند.
تصویر بزرگ خاندان هم، لمیده بر پشتی در صدر اتاق یا نشسته بر اسب در دامنه کوه و
دشت، آشناتر بود تا کز کرده در گوشه دکان و دکهای یا قوز کرده پشت دل تاکسی. به حرف هم اگر دردی درمان شود، حرفها حول محور جوان میچرخد، چون به زبان آمار، جامعه ایرانی جوان است. اما آیا هیچ کس به فکر حقوق بدیهی سالمندان جامعه هم هست؟ اگر که دیروز فکری برای جوانهای امروز نکرده بودیم آیا فردای آنها که قاعده هرم سنی ایران را به سمت میانسالان هدایت میکند- هم چشم خواهیم بست؟
در حال حاضر حدود ۶۰۰میلیون نفر از جمعیت جهان را سالمندان بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند که این رقم تا سال ۲۰۲۵ به یکمیلیارد و دویستهزار نفر میرسد. به این ترتیب سالمندان ۲۱درصد از کل جمعیت جهان را به خود اختصاص خواهند داد. این میزان در آسیا از ۳/۹درصد به ۶/۱۸درصد، در اروپای شرقی از ۷/۱۷درصد به ۲۸/۲۵درصد، در فرانسه از ۹/۲۰درصد به ۶/۳۷درصد، در آمریکا از ۷/۱۱درصد به ۲۱درصد، در آلمان از ۳/۲۲درصد به ۶/۴۱درصد و در ژاپن از ۲/۱۶درصد به ۳۷درصد میرسد. در کشور ما نیز بر طبق سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵، تعداد سالمندان ایران برابر با ۵میلیون و ۱۱۹هزار نفر یعنی ۳/۷درصد جمعیت کل کشور بوده است که تا سال ۲۰۵۰ میلادی بیش از ۲۵میلیون نفر خواهد شد، یعنی یکچهارم جمعیت آن زمان ایران. بعد از مرور این آمار و ارقام نه چندان امیدوار کننده -با توجه به شرایط موجود- بد نیست چند گام به عقب برگردیم و به تعاریف سالمندی در ایران و جهان بپردازیم. بر طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی عمر هر انسان به ۵مرحله تقسیم میشود. کودکی از تولد تا ۱۸سالگی، جوانی از ۱۸ تا ۳۵سالگی، میانسالی از ۳۵ تا ۵۵سالگی، ۵۵ تا ۶۵سالگی دوران مسنی و ۶۵ سال به بالا دوران سالمندی. با این استناد از این پس در این گزارش، سالمندی را سن ۶۵ سال به بالا در نظر میگیریم نه آن تعبیری که در جامعه رایج است و سه دوره آخر را با هم در بر میگیرد. در اوایل دهه ۱۹۵۰میلادی، شاخص «امید به زندگی در بدو تولد» به طور متوسط ۴۷ سال بود که در سال ۱۹۹۵ به بیش از ۶۵ سال رسید. البته این رقم در حال حاضر و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته تا ۸۰سال هم افزایش یافته است. این دگرگونی از لحاظ اجتماعی و فرهنگی تحول عظیمی را در زندگی بشر موجب شده است. از جمله در کشورهای اروپایی که با رشد منفی جمعیت با جمعیتی سالمند مواجه شدهاند به همین مناسبت به دستاوردهای عظیمی در زمینه سالمندی رسیدهاند. موضوع روز در این کشورها نه تعریف سالمندی و نه حتی برشمردن حقوق و نیازمندیهای سالمندان که بحث بر سر مفهومی به نام «سالمندی موفق» است. به بیان سادهتر علاوه بر این که افزایش عمر انسان و سلامت جسمانی و روانی او در دستور کار متخصصان قرار گرفته، عدهای نیز تلاش خود را بر ارتقای کیفیت زندگی سالمندان متمرکز کردهاند. در چارچوب سالمندی موفق (Successful Aging)، موفقیت (Success) به معنای «افزودن به سالهای زندگی» و «کسب رضایت از زندگی» است. در سالهای اخیر تعریف مشابه و مدرنتری به نام سالمندی بهینه (Wellness Aging) ارائه شده که سالمندی موفق را هم در بر میگیرد. در این چارچوب نهتنها سلامت سالمند که ایجاد تعادل بین ابعاد فرهنگی، اجتماعی، روانی، عاطفی، فیزیکی و محیطی او مدنظر است. بر پایه این الگوهاست که در معیارهای نوین شهرسازی، سالمندان صاحب حق و حقوق ویژهای میشوند و یا در دستگاههای قانونگذاری و قضایی مداخل و مباحثی ویژه سالمندان در نظر میگیرند.
فیلم دعوت که این روزها روی پرده سینماهای تهران و شهرستانها پرفروش
- ۱۴.۲k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط